عطا ملك جوينى

822

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

جعفر صادق را از مدينه به بغداد آورد ، و حال آنكه امام جعفر الصّادق عليه السّلام بيست و دو سال قبل از جلوس هارون الرّشيد وفات يافته چه وفات آن حضرت در سنهء 148 و جلوس هارون در سنهء 170 بوده پس چگونه هارون جعفر الصّادق را از مدينه به بغداد آورد ! و بديهى است كه مؤلّف آن كتاب امام جعفر الصّادق را با امام موسى الكاظم عليها السّلام اشتباه نموده است . و ديگر ابن النّديم در كتاب الفهرست ص 187 گويد نقلا از ابن رزام : « و اقام قرمط بكلواذى و نصب له عبد اللّه بن ميمون [ القدّاح ] رجلا من ولده يكاتبه من الطّالقان و ذلك فى سنة احدى و ستّين و مائتين ثمّ مات عبد اللّه فخلفه ابنه محمّد بن عبد اللّه ثمّ مات محمّد فاختلفت دعاتهم و اهل نحلتهم « 1 » فزعم بعضهم انّ اخاه احمد بن عبد اللّه خلفه و زعم آخرون انّ الّذي خلفه ولد له يسمّى احمد ايضا و يلقّب بابى الشّلعلع ثمّ قام بالدّعوة بعد ذلك سعيد بن الحسين بن عبد اللّه بن ميمون و كان الحسين مات فى حياة ابيه الخ » . و چنان كه ملاحظه مىشود ابن النّديم عبد اللّه بن ميمون قدّاح را تا سنهء 261 در حيات دانسته است و حال آنكه به اجماع شيعه چنان كه گذشت عبد اللّه بن ميمون قدّاح معاصر امام جعفر صادق و از اصحاب آن جناب بوده است و وفات حضرت صادق در سنهء صد و چهل و هشت بوده پس چگونه يكى از اصحاب او تا سنهء 261 يعنى تا صد و سيزده سال ديگر بعد از وفات او ممكن است در حيات باشد . پس يا بايد گفت كه اين عبد اللّه بن ميمون قدّاح كه در كتاب الفهرست مذكور است و به تفصيل مسطور در آن كتاب تأسيس دعوت اسماعيليّه نموده و تا سنهء 261 در حيات بوده به كلّى غير آن عبد اللّه ابن ميمون قدّاحى است كه معاصر حضرت صادق و از رجال اواسط قرن دوّم بوده است . و اين محال است زيرا به شهادت صريح دستور المنجّمين از كتب معتبرهء خود اسماعيليّه چنان كه مشروحا گذشت عبد اللّه بن ميمون قدّاح از خواصّ اصحاب حضرت صادق و پدرش ميمون قدّاح از خواصّ اصحاب امام محمّد باقر بوده است . پس فرض تعدّد شخصين مطلقا غير ممكن است . و يا بايد گفت كه صاحب الفهرست را « 2 » در تعيين عصر عبد اللّه ابن ميمون قدّاح سهو عظيمى روى داده و زمان او را قريب يك قرن مؤخّرتر از آنچه در واقع بوده فرض كرده است « 3 » ، و يا آنكه مؤلّف مزبور

--> ( 1 ) - تصحيح قياسى ، و فى الأصل : مجلتهم . ( 2 ) - يا على الأظهر مأخذ اصلى او ابن رزام را . ( 3 ) - اگر كسى گويد كه شايد اين اشتباه از نسّاخ بوده نه از مؤلّف يعنى شايد اصل عبارت الفهرست « سنة احدى و ستّين و مائة » بوده و سپس به واسطهء تحريف نسّاخ « مائة » به « مائتين » تبديل يافته است ، در